تبليغاتX
لايق وصل ار نباشم با غم هجران خوشم

نمی خواهم دگر دردم بگویم
زدل بُگسسته ام، رازی بگویم
فقط دیشب بخوابی بس پریشان
بدبدم روی خندانت ز عُصیان
نوشتم نامه ای تا که ات، بگویم
نه پیش من، که در پیش رقیبان
اگر سازی ز سوز دل نوا کرد
جفایی بر وفای تو، روا کرد
تو خود داری، نیالایی دمت را
نگهداری به پاکی، دامنت را
که روح تو همه سبزینۀ دشت
شکوه آن علفزار و، نم اشک
تو قابی در خیال خوب بودن
منم زُل بسته ای بر نقش موندن
نمی گویم، که ایکاشم بیائی
فقط ازرب، طلب کردم بمانی


 

نوشته شده توسط مهدی در 87/01/18 ساعت 18:16 موضوع | لینک ثابت


دعا کنيد...

بالم شکسته چاره ندارم، دعا کنید

پژمرده شاخه های قرارم، دعا کنید

احساس آشنایی من مانده در قفس

وا مانده ام به پشت حصارم، دعا کنید

از من گرفته اند حسودان مسیر عشق

دیگر کجا قدم بگذارم، دعا کنید

من خسته ام و از سفری دور می رسم

تا بشکفد دوباره قرارم، دعا کنید

یاران صفا و تازگی باغتان کجاست

پژمرده شاخه های بهارم، دعا کنید


 

نوشته شده توسط مهدی در 87/01/18 ساعت 17:55 موضوع | لینک ثابت


كاش...

کاش.......

هيچ بارانی رد پای کودکيم را نمی شست

کاش........

هيچ ساعتی گذرجوانی و کودکيم را ثبت نمی کرد

کاش .......

هيچ لباسی بزرگ شدنم را نشان نمی داد

کاش.....

هنوزچشم براه آبنبات بودم

هميشه تنهای زمين


 

نوشته شده توسط مهدی در 87/01/18 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت


خدايا! من هماني هستم که وقت و بي وقت مزاحمت ميشم؛ هماني که وقتي دلش

مي گيرد و بغضش مي ترکد، مي آيد سراغت. من هماني ام که هميشه دعاهاي عجيب و غريب مي کند و چشمهايش را مي بندد و مي گويد: من اين حرفها سرم نمي شود. بايد دعايم را مستجاب کني

هماني که گاهي لج مي کند و گاهي خودش را برايت لوس مي کند؛هماني که نمازهايش

يک در ميان قضا مي شود و کلي روزه ي نگرفته دارد؛هماني که بعضي وقتها پشت سر مردم حرف مي زند و گاهي بدجنس مي شود. البته گاهي هم خودخواه،گاهي هم دروغگو. حالا يادت آمد من کي هستم؟ البته مي دانم که مرا خيلي خوب مي شناسي.

من هماني هستم كه تا دست يك پيرمرد عصا به دست رو تو خيابون ميگيرم و ميبرم اونطرف خيال ميكنم ديگه بهشتي شدم و فرشته ها همه جمع شدن و دارن برام ثواب مي نويسن!!

هماني كه تا دو ركعت نماز ميخونه خيال ميكنه خدا بايد همه دعاهاشو مستجاب كنه و مثل طلب كارها ازت همه چيز ميخوام!

هماني كه ابليس روبا تموم عباداتش به خاطرم از درگاهت بيرون كردي چون بهم اعتماد داشتي و عشق ميورزيدي و استعداد رفتن به عرش رو درونم ميديدي اما من جواب اين اعتمادتو ندادم.

خدايا با تموم اين خودخواهيها و بديهام بازم دوستم داري؟

با تموم غفلتهايي كه ازت كردم بازم بهم اعتماد داري؟

خدايا تورا به خدا فقط جواب اين سوالمو بده

بازم دوستم داري؟؟


 

نوشته شده توسط مهدی در 87/01/18 ساعت 17:44 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse