
|
آغاز فصلی ديگر از زندگی |
|
من او را که تعقیبم می کند و از هر دری به هر جایی که وارد میشوم او وارد شده است و به آینه که نگاه میکنم از آینه به من خیره می شود را گاهی فراموش میکنم سکوت میکنم اما او مرا می نویسد نگاه نمیکنم اما او مرا نقاشی میکند می ایستم و او در زمان می چرخد.
|
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/21 ساعت 18:1 موضوع | لینک ثابت
|
خیلی از روزها دلم از آدمها می گیره |
|
همین روزهایی که هر روز میگذرند در خاطر زمان و بی آلایش و آرایش میآیند و میروند ! عمرمن اند که سوار بر قطار روزمرگی در مسیر های طولانی ،سوت می کشند . خیلی از این روزها که در لحظه ها ی دریا غرق اند دلم از آدمها میگیره در وصف آنان ، جز سکوت و لبخند ندارم ؛ آن هم برای تو |
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/21 ساعت 18:0 موضوع | لینک ثابت

غم آمد كه نامهرباني كند براي دلم نوحهخواني كند تمام غزلهاي سبز مرا درون خودش بايگاني كند و ترسم از اين است يك روز باد بهار دلم را خزاني كند چرا رفت و هرگز به يادش نبود از اين خسته دل قدرداني كند خلاصه بگويم نميبخشمش مگر عشق پادرمياني كند .
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/20 ساعت 2:18 موضوع | لینک ثابت

بلندترین ارتفاع که باعث مرگ من میشه افتادن از چشم توست
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/18 ساعت 22:16 موضوع | لینک ثابت
-%5BAIC%5D.jpg)
هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/18 ساعت 22:13 موضوع | لینک ثابت

عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری* من سخاوت دیده ام دل را به هرکس می دهم *شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام شب در
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/18 ساعت 22:13 موضوع | لینک ثابت
رو سنگ قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست هرکی میخواست گریه کنه بهش بگین اون دیگه نیست
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/18 ساعت 22:12 موضوع | لینک ثابت

کارنامه سیاه زندگیش چه دارد که این همه ستاره از آن اوست
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/18 ساعت 22:6 موضوع | لینک ثابت

حکایت عشق حکایت جالبیست فراموش شدگان هیچگاه فراموش کنندگان را فراموش نخواهند کرد .
نوشته شده توسط مهدی در 86/12/18 ساعت 22:5 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

اینم از بیوگرافی خودم
.. دوٍست دوستام هستم
زیر سایه بزرگ شدم ..
وقتی ۵ سالم بود بچه بودم
ولی خوب گذشته ها گذشته !!!
از وقتی که یادم میاد هیچی یادم نمونده
حدود 3 سالی تلاش کردم که به سن 20 سالگی برسم
هرچند که 20 سال طول کشید
در مسابقات جهانی هوش در وزن 57 کیلوگرم مقام طلا کسب کردم
ادامه دارد....
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY