چی بگم ابری و بارون نمی شی
درد و می فهمی و درمون نمی شی ؟
خیلی وقته می بينم زیرآوار جنون
منو می بینی و ویرون نمی شی
دل دیوونه خرابم می کنی
چرا مثل قدیما خوب نمی شی؟
سر به صحرا می زاری منوتنها می زاری
لاله ی باغ کدوم گمشده ای ؟
چرا بین گلا پنهون نمی شی؟
چرا بین گلا پنهون می شی؟
..وقتی بارون می زنه شاخه ها می شکنن
دل تنها توچرا مثل گنجیشکا پریشون نمی شی؟
من و می بینی و حیرون نمی شی؟
...چی بگم با کی بگم راز تورو ؟
داری آتیش می گیری.....خون نمی شی
....من که هر شب تا سحر قصه ی عشق و تو گوشت می خونم
بازم افسونی و افسون نمی شی
تو بزرگی مثل دنیای خیال آدما
دل زخمی،ناله ی دشت بلا
نکنه غصه ی لیلی و داری
واسه این قصه ها مجنون نمی شی
!وقتی بارون می زنه
...........
نوشته شده توسط مهدی در 86/11/04 ساعت 2:58 موضوع | لینک ثابت
گل نازم تو با من مهربون باش واسه چشمام پل رنگين کمون باش اسير باد و بارونم شب روز گل اين باغ بی نام ونشون باش من عاشقی دل خونم شکسته ای محزونم پناه اين دل بی آشيون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل نازا ! آسمونم بی ستارست
مثل ابرا دل من پاره پارست
دوباره عطر تو پيچيده در باغ
نفس امشب برام عمر دوبارست
من عاشقی دل خونم شکسته ای محزونم
پناه اين دل بی آشيون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش 
گل نازم بگو بارون بباره
که چشمات و به ياد من بياره
تماشای تو زير عطر بارون
چه با من می کنه امشب دوباره
شب و تنهايی ماه و ستاره .....
من عاشقی دل خونم شکسته ای محزونم
پناه اين دل بی آشيون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش ....
نوشته شده توسط مهدی در 86/11/04 ساعت 1:1 موضوع | لینک ثابت
بی تو اي دوست قايقی گم کرده راهم
بی تو اي دوست تک درختی بی پناهم
با تو اي دوست عا شقم عا شقترينم
اي پناهه اخرينم با تو خوشبخت زمينم
عا شقم عا شقترينم
اي پناهه آخرينم
با تو خوشبخت زمينم
بی تو اي دوست خانه تاريک هست و تنها
در فراقت خفته بر سينه سخن ها
در دو دستم جای دستای تو خالی
در نگاهم ياد چشمانه تو خالی
عا شقم عا شقترينم اي پناهه آخرينم با تو خوشبخت زمينم
عا شقم عا شقترينم اي پناهه آخرينم با تو خوشبخت زمينم
نوشته شده توسط مهدی در 86/11/04 ساعت 0:41 موضوع | لینک ثابت
امروز می خوام از نامردی روز گار بگم یا بهتر بگم نامردی آدماش.....
از اینکه اون آدمای بی احساس که احساسات کسی رو به بازی می گیرن......شاید شما از نامردی چیزی ندیده باشید دعا می کنم هیچ وقت نیبنید......می دونید اخه خیلی سخته...سخته یکو که تا حالا خیلی بهش نزدیک بودین یه دفعه بخواین فراموشش کنید .....خیلی سخته تمام خاطرات خوبی رو که باهاش داشتین فراموش کنید .....سخته بگی فراموش کردم ولی قلبت بگه یادمه..........سخته همیشه از جدایی بترسی ولی جدایی اخرش بشه سرنوشتت........... واسه همینه که می گم دعا می کنم که هیچ وقت جدایی نیاد سراغتون....اونایی که دردشو چشیدن می دونن من چی میگن........... می بینی چقدر آدما بی وفا شدن.......می بینی همونی که یه روز واسش مرهم درد بودی قلبتو می شکونه........میبینی اونی که یه روز واست درد دل می کرد تا دردی تو دلش نمونه حالا واست شده یه درد......یه دردی که هیچ وقت فراموشش نمی کنی
نوشته شده توسط مهدی در 86/11/04 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت
هوس تنهایی کرده ام . جای خلوتی می خواهم و صدای او را که دائم بگوید: "دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم." و من با صداش در خودم غرق شوم و بغض کنم و آرام گریه کنم تا کلافه شوم و بگویم: " بس است دیگر! بگو دوستت ندارم. بگو از تو متنفرم، بگو برو گم شو!" و او با بغض بگوید: " دوستت ندارم، از تو متنفرم، برو گمشو!" و من از شنیدن آنها سبک شوم و بخندم و کیف کنم تا کرخ شوم و دوباره هوس کنم آن صدا از پشت پنحره باز هم با خنده سرک بکشد و آهسته بگوید: " هر چه گفتم دروغ بود. دوستت دارم، دوستت دارم." و من دوباره سنگین شوم و کیف کنم و فرو بروم و گریه ام بگیرد و دوباره بازی شروع شود و من التماس اش کنم که بگوید دوستت ندارم و او بگوید : " چون تو میخواهی می گویم دوستت ندارم. بس که عاشق ات هستم می گویم از تو متنفرم تا بخندی." و بعد بپرسد: " حالا راضی شدی، سبک شدي" و من بگویم:" نه، رفتن ات، آمدن ات، خنده ات، گریه ات، آشتی ات، قهرت، عشق ات، نفرت ات، دوری ات، نزدیکی ات، ئصال ات، فراق ات، صدات، سکوت ات، یادت، فراموشی ات، مهرت، کینه ات، خواندن ات، نخواندن ات و اصلاً بودن ات و نبودن ات سنگین است، سنگین است، سنگین است
نوشته شده توسط مهدی در 86/11/04 ساعت 0:35 موضوع | لینک ثابت
آسمان امشب به حالم مویه کن
روح تب دار مرا پاشویه کن
آتش افکند عاشقی بر حاصلم
گریه کن در مجلس ختم دلم
گریه کن ای عشق روحم تیر خورد
شانه احساس من شمشیر خورد
آن که میگفتند پشت قابهاست
دختر فرمانروای آبهاست
آن که میگفتند از جنس گل است
شرح احساسات سبز بلبل است
او شبی آمد آمد مرا دیوانه کرد
او مرا یک باغ بی پروانه کرد
آمد از دردش پرم کرد و گذشت
بیوفا سیلی خورم کرد و گذشت
رفت و من در پیش پایش گم شدم
از جنون ورد لب مردم شدم
ای دل دیوانه مستی میکنی
باز هم شبنم پرستی میکنی
رام هر کس کی شود آهوی دشت
ای دل دیوانه دیدی برنگشت
من که گفتم این پرستو مردنیست
من که گفتم این بهار افسردنیست
من که گفتم ای دل بی بند و بار
عشق یعنی رنج یعنی انتحار
عشق خونت را دواتت میکند
شاه اگر باشی عشق ماتت میکند
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل
نوشته شده توسط مهدی در 86/11/04 ساعت 0:30 موضوع | لینک ثابت
من بی تو، یه ناتمومم **** من بی تو، یه نیمه جونم
دور از تو، نزار بمونم **** من بی تو... نه، نمی تونم
ای عشق راه دور من **** شکست دل مغرور من
حادثه، رفتن تو بود **** مهم نبود غرور من
مهم نبود شکستنم **** به پای تو نشستنم
مهم تو بودی، عشق من **** نه قصه ی دل بستنم
من بی تو، یه ناتمومم **** من بی تو، یه نیمه جونم
دور از تو، نزار بمونم **** من بی تو... نه، نمی تونم
من بی تو، یه بی نشونم **** من بی تو، رو به جنونم
دور از تو، نزار بمونم **** من بی تو... نه، نمی تونم
جای تو، آغوش منه **** این معنی دوست داشتنه
رفتی و خاطرات تو **** قلبمو آتیش می زنه
اشکام به وقته رفته **** عذاب تلخ باختنه
ارزششو داشت عشق من **** معجزه ی شناختنت
مهم نبود دل سوختنم **** دور از تو پرپر زدنم
به افتخار عشق تو **** می گم که بازنده منم
مهم نبود دل سوختنم **** دور از تو پرپر زدنم
به افتخار عشق تو **** می گم که بازنده منم
من بی تو، یه ناتمومم **** من بی تو، یه نیمه جونم
دور از تو، نزار بمونم **** من بی تو... نه، نمی تونم
من بی تو، یه بی نشونم **** من بی تو، رو به جنونم
دور از تو، نزار بمونم **** من بی تو... نه، نمی تونم
نوشته شده توسط مهدی در 86/11/04 ساعت 0:25 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

اینم از بیوگرافی خودم
.. دوٍست دوستام هستم
زیر سایه بزرگ شدم ..
وقتی ۵ سالم بود بچه بودم
ولی خوب گذشته ها گذشته !!!
از وقتی که یادم میاد هیچی یادم نمونده
حدود 3 سالی تلاش کردم که به سن 20 سالگی برسم
هرچند که 20 سال طول کشید
در مسابقات جهانی هوش در وزن 57 کیلوگرم مقام طلا کسب کردم
ادامه دارد....
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY