من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را
نوشته شده توسط مهدی در 86/10/26 ساعت 17:47 موضوع | لینک ثابت
از کوچه ی زیبای تو امروز گذشتم
دیدم که همان عاشق معشوقه پرستم
یک لحظه به یاد تو در آن کوچه نشستم
دیدم که ز سر تا به قدم شوق و امیدم
هر چند گل از خرمن عشق نو نچیدم
آن شور جوانی نرود لحظه ای از یاد
ای راحت جان و دل من خانه ات آباد
با یاد رخت این دل افسرده شود شاد
هرگز نشود مهر تو ای شوخ فراموش
کی آتش عشق تو شود یک سره خاموش
هر جا که نشستم سخن ازعشق تو گفتم
با اشک جگرسوز،دل سخت تو سفتم
خاک ره این کوچه به خار مژه رفتم
دل می تپد از شوق که امروز کجایی
شاید که دگر باره از این کوچه بیایی
شاید که دگر باره از این کوچه بیایی.....![]()
نوشته شده توسط مهدی در 86/10/26 ساعت 17:45 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

اینم از بیوگرافی خودم
.. دوٍست دوستام هستم
زیر سایه بزرگ شدم ..
وقتی ۵ سالم بود بچه بودم
ولی خوب گذشته ها گذشته !!!
از وقتی که یادم میاد هیچی یادم نمونده
حدود 3 سالی تلاش کردم که به سن 20 سالگی برسم
هرچند که 20 سال طول کشید
در مسابقات جهانی هوش در وزن 57 کیلوگرم مقام طلا کسب کردم
ادامه دارد....
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY